حضرت رقیه سلام الله علیها
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

+ حضرت رقیه (س) در اوراق تاریخ

حضرت رقیه (س) در اوراق تاریخ

مسائل تاریخی را باید با تاریخ و در واقع با متون تاریخی نوشته شده پیرامون آن موضوع مورد بررسی قرار داد . بحث وجود نازنین حضرت رقیه (سلام الله علیها) هم از این دست موضوعاتی است که باید در اوراق تاریخ مورد بررسی قرار گیرد.

در این متن قصد داریم به بررسی تعدادی از اسناد تاریخی وجود نازنین حضرت رقیه (سلم الله علیها) بپردازیم.

 

رقیه (س) در قدیمی ترین مقتل 

ابو مخنف یکی از پیشوایان در تاریخ و از محدثان مورد اعتماد تاریخ شیعه است (متوفای 157 هجری) و یکی از اصحاب حضرت امام صادق علیه السلام میباشد. مقتل ابی عبدالله الحسین علیه السلام یکی از مشهورترین کتابهای ابو مخنف است که شهرت کم نظیری دارد. متاسفانه متن کامل و اصلی این کتاب در طول تاریخ مفقود شده است ولی قسمت زیادی از این کتاب ارزشمند را مورخین مورد اعتمادی همچون طبری و ابن اثیر و شیخ مفید و ... در کتب خود نقل کرده اند. ابومخنف در مقتل خود چنین نوشته است که امام حسین علیه السلام هنگام وداع با اهل بیت گرامیشان چنین گفته اند «ثم نادی یا ام کلثوم و یا زینب و یا سکینه و یا رقیه و یا عاتکه و یا صفیه علیکن منی السلام» (منبع: مقتل ابی مخنف: منشورات الرضی صفحه 131)

حضرت رقیه (س) در کتاب شریف کامل بهائی

قدیمی‌ترین کتابی که از حضرت رقیه (علیهاالسلام) به عنوان دختر امام حسین) علیه‌السلام) یاد کرده است و شهادت او را در خرابه شام می‌داند، همین کتاب است. این کتاب، اثر عالم بزرگوار، شیخ عمادالدین الحسن بن علی بن محمد طبری امامی است که به امر وزیر بهاءالدین 1، حاکم اصفهان در روزگار سلطنت هلاکوخان، نوشته شده است. به ظاهر، نام گذاری آن به کامل بهایی از آن روست که به امر بهاءالدین نگاشته شده است. این کتاب در سال 675 هجری قمری تالیف شده و به دلیل قدمت زیادی که دارد، از ارزش ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا به جهت نزدیک بودن تالیف یا رویدادهای نگاشته شده ـ به نسبت منابع موجود در این راستا ـ حایز اهمیت است و منبعی ممتاز به شمار می‌رود و دستمایه تحقیقات بعدی بسیار در این زمینه قرار می‌گرفته است.

شیخ عباس قمی در نفس المهموم و منتهی الآمال، ماجرای شهادت حضرت رقیه علیهاالسلام را از آن کتاب نقل می کند. هم چنین بسیاری از عالمان بزرگوار، مطالب این کتاب را تایید و به آن استناد کرده اند؛ از جمله آیت الله صفایی خوانساری از فقیهان برجسته معاصر در مورد این کتاب می گوید: «قدیمی ترین کتابی که در این خصوص می شناسم، کتاب کامل بهایی است».2

1 . وفات: 675 ه . ق.

2 . فواید الرضویه، ص 111.

کتاب لهوف عالم جلیل القدر "سید بن طاووس"

یکی دیگر از کتاب های کهن که در این زمینه، کتاب لهوف از سید بن طاووس (وفات: 664 ه . ق) است. باید دانست احاطه ایشان به متون حدیثی و تاریخی اسلام و شیعه، ممتاز و چشم گیر است. وی می نویسد: «شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء اشعاری در بی وفایی دنیا می خواند، حضرت زینب علیهاالسلام سخنان ایشان را شنید و گریست. امام علیه السلام او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم، ام کلثوم و تو ای زینب! ای رقیه، ای فاطمه، ای رباب! وقتی من به قتل رسیدم، در مرگم گریبان چاک نزنید و کلامی که با رضا و تسلیم سازگار نیست، مگویید».1 بنابر نقل ایشان، نام حضرت رقیه علیهاالسلام بارها بر زبان امام حسین علیه السلام جاری شده است.

این مطلب را سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی (وفات: 1294 ه . ق) در کتاب ینابیع الموده از مقتل ابومخنف نقل می کند.2

 

1 . لهوف، ص 140.

2 . ینابیع الموده، صص 333 ـ 335، برگرفته از: ستاره درخشان شام، ص 16.

قصیده صحابه امام صادق (علیه السلام)

سیف بن عمیره نخعی از اصحاب برجسته حضرت امام صادق (ع) و حضرت امام کاظم (ع) می باشد.

جناب سیف بن عمیره از راویان زیارت عاشورا معروفه ی امام حسین علیه السلام است!!

او در قصیده زیبایی که سروده است صراحتا به نام حضرت رقیه و بخشی از سرگذشت ایشان اشاره میکند :

 

و سکینة عنها السکینهة فارقت ................... لما ابتدیت بفرقة و تغیر

و رقیة رقّ الحسود لضعفها ................. و غدا" لیعذرها الذی لم یعذر

ولام کثوم یجد جدیدها .........................  لثمُ عقیب دموعها لم یکرر

لم انسها و سکینه و رقیة ............................ یبکینه بتحسر و تزفر

و عبیدکم سیف ابن عمیره ...................... عبد لعبد عبید حیدر قنبر

ترجمه این شعر  چنین است :

آرامش از سکینه جدا شد چون که او از امام خود جدا گردید... حضرت رقیه کسی بود که حسودان برای ضعف و ناتوانیش دل سوزاندند. این عده فردای قیامت مجبور به عذرخواهی از او میشوند هرچند که هیچ عذری برای آنها وجود ندارد...حضرت ام کلثوم نیز هر لحظه صورت اشک آلودش را با پارچه ای پاک میکند... من هیچگاه ام کلثوم و سکینه و رقیه را فراموش نمیکنم که برای امام حسین با آهو ناله حسرت گریه میکردند... ای سادات و موالی من! سیف بن عمیره بنده ی بنده ی غلام حیدر ، قنبر است!(مقتل الرقیه (س) به نقل از کتاب منتخب التواریخ ص388)

 

شهادت عالم اهل سنت بر وجود حضرت رقیه (س)

عبدالوهّاب بن احمد شافعى مصرى ، مشهور به شعرانى (متوفّى به سال 397 ق )، در کتاب المنن ، باب دهم ، نقل مى کند:

نزدیک مسجد جامع دمشق ، بقعه و مرقدى وجود دارد که به مرقد حضرت رقیّه علیهاالسلام دختر امام حسین علیه السلام معروف است . بر روى سنگى واقع در درگاه این مرقد، چنین نوشته است :

هذَا البَیْتُ بُقْعَةٌ شُرِّفَتْ بِآلِ النّبِىّ صلى الله علیه و آله و سلم وَ بِنْتُ الحُسَیْنِ الشَّهید، رُقَیَّة علیهاالسلام 

(این خانه مکانى است که به ورود آل پیامبر صلى الله علیه و آله سلم و دختر امام حسین علیه السلام ، حضرت رقیّه علیهاالسلام شرافت یافته است ). (سرگذشت جانسوز حضرت رقیه (ع ) ص 53 به نقل از معالى السبطین)


داستان نبش قبر حضرت رقیه (س)

مرحوم آیة الله حاج میرزا هاشم خراسانى (متوفّاى سال 1352 هجرى قمرى ) در منتخب التواریخ مى نویسد:

عالم جلیل ، شیخ محمّد على شامى که از جملة علما و محصّلین نجف اشرف است به حقیر فرمود: جدّ امّى بلاواسطه من ، جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقى ، که نسبش منتهى مى شود به سیّد مرتضى علم الهدى و سن شریفش از نود افزون بوده و بسیار شریف و محترم بودند، سه دختر داشتند و اولاد ذکور نداشتند.

شبى دختر بزرگ ایشان جناب رقیّه بنت الحسین علیهماالسلام را در خواب دید که فرمود به پدرت بگو به والى بگوید میان قبر و لحد من آب افتاده ، و بدن من در اذیّت است ؛ بیاید و قبر و لحد مرا تعمیر کند.

دخترش به سیّد عرض کرد، و سیّد از ترس حضرات اهل تسنّن به خواب ترتیب اثرى نداد. شب دوّم ، دختر وسطى سیّد باز همین خواب را دید. به پدر گفت ، و او همچنان ترتیب اثرى نداد. شب سوم ، دختر کوچکتر سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت ، ایضا ترتیب اثرى نداد. شب چهارم ، خود سیّد، مخدّره را در خواب دید که به طریق عتاب فرمودند: (چرا والى را خبردار نکردى ؟).

صبح سیّد نزد والى شام رفت و خوابش را براى والى شام نقل کرد. والى امر کرد علما و صلحاى شام ، از سنّى و شیعه ، بروند و غسل کنند و لباسهاى نظیف در بر کنند، آنگاه به دست هر کس قفل درب حرم مقدّس باز شد (1) همان کس برود و قبر مقدّس او را نبش کند و جسد مطهّرش را بیرون بیاورد تا قبر مطهّر را تعمیر کنند.

بزرگان و صلحاى شیعه و سنّى ، در کمال آداب غسل نموده و لباس نظیف در برکردند. قفل به دست هیچ یک باز نشد مگر به دست مرحوم سیّد ابراهیم . بعد هم که به حرم مشرّف شدند، هر کس کلنگ بر قبر مى زد کارگر نمى شد تا آنکه سیّد مزبور کلنگ را گرفت و بر زمین زد و قبر کنده شد. بعد حرم را خلوت کردند و لحد را شکافتند، دیدند بدن نازنین مخدّره میان لحد قرار دارد، و کفن آن مخدّرة مکرّمه صحیح و سالم مى باشد، لکن آب زیادى میان لحد جمع شده است .

سیّد بدن شریف مخدّره را از میان لحد بیرون آورده بر روى زانوى خود نهاد و سه روز همین قسم بالاى زانوى خود نگه داشت و متّصل گریه مى کرد تا آنکه لحد مخدّره را از بنیاد تعمیر کردند. اوقات نماز که مى شد سیّد بدن مخدّره را بر بالاى شى ء نظیفى مى گذاشت و نماز مى گزارد. بعد از فراغ باز بر مى داشت و بر زانو مى نهاد تا آنکه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند. سیّد بدن مخدّره را دفن کرد و از کرامت این مخدّره در این سه روز سیّد نه محتاج به غذا شد و نه محتاج آب و نه محتاج به تجدید وضو. بعد که خواست مخدّره را دفن کند سیّد دعا کرد خداوند پسرى به او مرحمت فرمود مسمّى به سیّد مصطفى .

در پایان ، والى تفصیل ماجرا را به سلطان عبدالحمید عثمانى نوشت ، و او هم تولیت زینبیّه و مرقد شریف رقیّه و مرقد شریف امّ کلثوم و سکینه علیهماالسلام را به سیّد واگذار نمود و فعلا هم آقاى حاج سیّد عبّاس پسر آقا سیّد مصطفى پسر سیّد ابراهیم سابق الذکر متصدّى تولیت این اماکن شریفه است .

آیة الله حاج میرزا هاشم خراسانى سپس مى گوید: گویا این قضیّه در حدود سنة هزار و دویست و هشتاد{1280} اتّفاق افتاده است .(2)

----------------

1.احتمال دارد که این عمل والى براى تجربه صحت خواب نیز بوده است .

2. منتخب التواریخ ، حاج میرزا هاشم خراسانى ، چاپ و انتشارات علمیه اسلامیه ، ص 388، باب ششم


نظر علما و مراجع

استاد شهید مرتضی مطهری (ره)

در فصل پنجم از بخش دوم کتاب حماسه حسینی، در مبحث تحریفات لفظی، چنین آمده است:

« داستان طفلی از ابی عبدالله که در شام از دنیا رفت و بهانه پدر می گرفت و سر پدر را آوردند و آنجا وفات کرد (رجوع شود به نفس المهموم). » (1)

در اینجا نکته ای حائز اهمیت است و آن اینکه این بخش از کتاب حماسی حسینی مربوط به یادداشت‌های استاد شهید می باشد که در واقع فیش‌های تحقیقاتی ایشان بوده که قصد داشته اند بعدها راجع به آنها تحقیق نمایند تا به نتیجه نهایی و قطعی برسند. چنانکه در میان اهل پژوهش و تحقیق مرسوم است. ولی متأسفانه ناشر محترم آثار ایشان – همانطورکه در مقدمه کتاب نیز تذکر داده است – این یادداشت‌های خام را که هنوز در آنها تحقیق صورت نگرفته است، در کنار سخنرانی‌های استاد که دیدگاه‌های نهایی ایشان بوده، به چاپ رسانده است و این دستاویزی برای برخی اشخاص کم اطلاع و بعضاً معاند قرار گرفته است. بنابراین از این یادداشت های استاد فرزانه نمی‌توان ادعا کرد که ایشان وجود چنین دختری از سالار شهیدان را نفی نموده اند.

آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی (ره)

متن سخنرانى آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی (ره) در حرم حضرت رقیه علیهاالسلام در سال 1381 هـ ش:

مزار کنونى حضرت رقیه بنت الحسین علیهماالسلام در شام، از اول مشهور بوده، گویا حضرت امام حسین علیه السلام نشانى را از خود در شام به یادگارى سپرده است، تا فردا کسانى پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت علیهم السلام و حوادث آن بپردازند، این دختر خردسال گواه بزرگى است بر اینکه در ضمن اسیران حتى دختران خردسال نیز بوده اند ، ما ملتزم به این هستیم که بر دفن حضرت رقیه علیهاالسلام در این مکان شهرت قائم است، حضرت علیهاالسلام در این مکان جان سپرده و دفن شده است. ما به زیارتش شتافتیم، و باید احترام او را پاس داشت.

دفن این طفل خردسال (حضرت رقیه علیهاالسلام) در شام گواه بزرگ و نشان قوى از اسارت خاندان طهارت، و ستم روا داشته بر ایشان دارد، آن ستمى که تمام پیامبران از آدم تا خاتم بر آن گریستند، تا آنجا که خدا عزاى امام حسین علیه السلام را بر آدم خواند، از این رو احترام این مکان لازم است، به سخنان فاسد گوش فرا ندهید، و به سخنان باطلى که مى گویند: رقیه علیهاالسلام طفلى خردسال بیش نبود، گوش فرا ندهید، مگر على اصغر علیه السلام کودک خردسال نیست که در روز قیامت شاهدى خواهد بود، و موجب آمرزش گنهکاران شیعه خواهد شد ان شاء الله تعالى.

بنابراین بر همه واجب است احترام این مکان (محل دفن حضرت رقیه علیهاالسلام) را داشته باشند، و به سخنان فاسد و بیهوده اى که از گمراهى شیاطین است، گوش فرا ندهند و اعتنایى نکنند. ما با زیارت دختر امام حسین علیه السلام (رقیه علیها السلام) به خداوند متعال تقرب مى جوییم، آن دخترى که خود مظلوم بود، و خاندان وى همه مظلوم بودند. (2)

آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی

شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین‌ علیه السلام در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این که نام آن دختر «رقیه» بوده یا نام دیگری داشته در بین دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد، هر چند معروف این است که نامش رقیه است. (3)

 

آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی

در کتاب‌هایی چون کامل بهائی و نفس‌المهموم و کتاب‌های معتبر دیگر دختر خردسالی که برخی نام او را «رقیه» نامیده‌اند و در شام به شهادت می‌رسد، برای امام حسین‌ علیه السلام ذکر کرده‌اند و اگر کسی برای آن حضرت نذر کند، باید آن را ادا نماید و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است. (4)

 

آیت‌الله‌العظمی مظاهری

همین جا که به عنوان مرقد حضرت رقیه علیها‌السّلام مشهور است ، مرقد اوست و تشکیک کردن یک ظلم است آن هم ظلم به بچه مظلوم امام حسین علیه‌السّلام و همین شهرت راجع به مرقد مطهر حضرت زینب سلام‌الله‌علیها نیز هست و تشکیک در آن ظلم به حضرت زینب سلام‌الله‌علیها است و ظلم به حضرت زینب گناهش خیلی بزرگ است و ما در این گونه موارد نظیر سیادت اشخاص و قبور بزرگان چیزی جز شهرت نداریم و این شهرت در نظر همه فقها حجت بوده و هست. (5)

آیت‌الله‌العظمی علوی گرگانی

وجود حضرت رقیه سلام الله علیها از مسلّمات تاریخی است و اگر شبهه ای هم هست در اصل وجود ایشان نیست و بعضی از شبهات در نام مبارک او وجود دارد ولی این مسئله که دختری از امام حسین علیه السلام در شام مدفون است ، هیچ گونه شک و شبهه ای در آن وجود ندارد و توصیه ما به کسانی که این شبهات را نسبت به معتقدات دینی مردم وارد می کنند آن است که بدانند هیچ گونه نفعی نخواهند برد و فقط آخرت خود را خراب کرده اند و خود را مورد غضب امام حسین علیه السلام قرار داده اند و لذا خوب است که با این گونه مسائل خود را درگیر ننمایند. (6)

آیت‌الله‌العظمی روحانی

اولا راجع به حضرت رقیه سلام الله علیها اخیرا کتابی نوشته شده است و خیلی خوب اثبات نموده به این که حضرت رقیه 3 ساله در خرابه شام از دنیا رفته و قبرش هم در آنجاست و معجزات زیادی هم نقل شده است و ثانیا قاعده ای در فقه است بنام تسامح در ادله سنن ، مقتضی آن قاعده این است که آنچه راجع به این دختر 3 ساله گفته اند شما هم نقل کنید و به زیارت او بروید همه اش بر طبق موازین شرع است ، من خودم چند سال قبل برای معالجه به لندن رفتم در برگشت ، لبنان از هواپیما پیاده شدم و چند روز در آنجا ماندم که بروم سوریه برای زیارت آن خانم و الان هم از آن عمل خرسندم. (7)

آیت‌الله‌العظمی مبشّر کاشانی

قال الله تبارک وتعالی : « یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون »

هیچ گونه شک و شبهه ای درباره وجود مقدس حضرت رقیه بنت الحسین علیهماالسلام وجود ندارد و شواهد تاریخی نشان می دهد که آن مظلومه بر اثر تحمل رنج ها و مصائبی که در مسیر شام و آن چه در خرابه شام اتفاق افتاد ، در صغر سن از دنیا رفته و در دمشق مدفون شد ، تنها مطلب مورد بحث این است که نام مبارک او رقیه بوده یا زینب یا اسم دیگری داشته ، سپس به اسم رقیه مشهور شده؟

و اما اشتهار اسم او به نام رقیه به این جهت است که در مدفن این وجود مقدس و نورانی ، در دمشق ، نام رقیه بنت امیرالمومنین علیهماالسلام نوشته شده که بدیهی است انتساب به "جد اعلی " ، متداول و معمول بوده است پس تشکیک در اصل وجود مقدس آن حضرت جرم و ظلم به آن مظلومه و پدر بزرگوارش ، بلکه ظلم به اهل بیت علیهم السلام است و شبهه پراکنان بدانند که نور خدا هرگز خاموش نخواهد شد ، بلکه پیوسته بر تزاید و تجلیات بیشتر است. (8)

حجت الاسلام و المسلمین جاودان

این فرزند خردسال امام علیه السلام در ماخذ موجود و قدیمی اسم ندارد اما داستان شهادت ایشان با اندک تفصیل آمده است و آن را از آن ماخذ برای شما نقل می کنیم :

در کتاب «کامل بهائی» نوشته حسن بن علی بن محمد بن علی بن حسن طبری، معروف به عماد الدین طبری، در ص 179، ج دوم، چاپ اول، قم، مؤسسه طبع و نشر قم، 1376 شمسی می گوید:

در کتاب «حاویة فی مثالب معاویة» آمده است که زنان خاندان نبوت در حالت اسیری، حال مردانی را که در کربلا شهید شده بودند، مخفی میداشتند و به پسران و دختران آنان میگفتند: پدرتان به سفر رفته و برمیگردد. پس از آنکه به دستور یزید زنان و کودکان اسیر را در جوار خانه یزید جای دادند، در میان آنان دخترکی چهار ساله شبی خواب دید. از خواب بیدار شد و گفت: بابام حسین کجاست؟ همین الآن او را در خواب دیدم و خیلی هم پریشان بود. زنان و کودکان، همه به گریه افتادند. سر و صدای گریه یزید را از خواب بیدار کرد. یزید گفت: چه خبر است؟ گفتند: بچه‏ای پدرش را میخواهد و برای همین زنان و کودکان گریه میکنند. یزید دستور داد: سر پدرش را ببرید و در کنار او بگذارید. مأموران یزید سر امام حسین را آوردند و در برابر چشمان آن بچه قرار دادند. دختر چهار ساله وقتی نگاهش به آن سر افتاد ترسید و فریادی برآورد و پس از آن بیمار شد و وفات کرد. (9)

1) مجموعه آثار، ج 17، ص 586.

2) سایت اطلاع رسانی آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی.

3) خبرگزاری مرکز مدیریت حوزه علمیه قم (حوزه نیوز).

4) همان.

5) خبرگزاری های لبیک ، فارس ، تابناک (توسط خبرنگار اداره کل فرهنگی سازمان صداوسیما).

6) همان.

7) همان.

8) همان.

9) سایت اطلاع رسانی حجة الاسلام و المسلمین جاودان.


مویداتی از کرامات حضرت رقیه سلام الله علیها :

کرامات حضرت رقیه سلام الله علیها بی شمارند که در اینجا به 2 مورد از آن اشاره می کنیم. میتوانید برای مطالعه بیش تر به کتبی که در این زمینه نوشته شده رجوع فرمائید.

مادر مسیحى با دیدن کرامت از رقیه سلام الله علیها مسلمان شد:

جناب حجه الاسلام و المسلمین آقاى سیّد عسکر حیدرى، از طلاب علوم دینیه حوزه علمیه زینبیه سلام الله علیها شام چنین نقل کردند:روزى زنى مسیحى دختر فلجى را از لبنان به سوریه مى آورد. زیرا دکترهاى لبنان او  را جواب کرده بودند.زن با دختر مریضش نزدیک حرم با عظمت حضرت رقیه سلام الله علیها منزل مى گیرد تا در آنجا براى معالجه فرزندش به دکتر سوریه مراجعه کند،تا اینکه روز عاشورا فرا مى رسد و او مى بیند مردم دسته دسته به طرف محلى که حرم مطهر حضرت رقیه سلام الله علیها آنجاست مى روند.از مردم شام مى پرسد اینجا چه خبر است؟ مى گویند اینجا حرم دختر امام حسین سلام الله علیها است. او نیز دختر مریضش را در منزل تنها گذاشته درب اطاق را مى بندد و به حرم حضرت سلام الله علیها مى رود. آنجا متوسل به حضرت رقیه سلام الله علیها مى شود و گریه مى کند، به حدى که غش مى کند و بیهوش مى افتد. در آن حال کسى به او مى گوید بلند شو برو منزل دخترت تنهاست و خدا او را شفا داده است. برخاسته به طرف منزل حرکت مى کند و مى رود درب منزل را مى زند،مى بیند دخترش دارد بازى مى کند.وقتى مادر جویاى وضع دخترش مى شود و احوال او را  مى پرسد،دختر در جواب مادر مى گوید وقتى شما رفتید دخترى به نام رقیه سلام الله علیها وارد اطاق شد و بهمن گفت بلند شو تا با هم بازى کنیم .آن دختر به من گفت : بگو بسم الله الرحمن الرحیم تا بتوانى بلند شوى و سپس دستم را گرفت و من بلند شدم دیدم تمام بدنم سالم است او داشت با من صحبت مى کرد که شما درب را زدید،گفت : مادرت آمد.سرانجام مادر مسیحى با دیدن این کرامت از دختر امام حسین سلام الله علیها مسلمان شد.( ستاره ی درخشان شام ص۲۷۰)


شفاى  بیمار :

حجه الاسلام آقاى سید شهاب الدین حسینى قمى واعظ، طى مکتوبى در تاریخ ۲۷ ذى قعده ۱۴۱۴ قمرى برابر18 /۲/۷۳ مرقوم داشته اند که:آقاى احمد اکبرى،مداح تهرانى،براى ایشان جریان شفا گرفتن در زندگى دوباره خود را که از عنایات بى بى حضرت رقیه(س) بود، چنین تعریف کرده است:

به دردى مبتلا شده بودم که اطبّا ناامیدم کردند. خلاصه کمیسیون پزشکى تشکیل و بنا شد مرا عمل کنند.قبل از عمل به من گفتند ممکن است عمل خوب باشد و ممکن است بد.عمل کردند و نتیجه اى مثبت بعد از عمل حاصل نشد معاینه می کردنند تا اینکه  روزی به من گفتند مرگ تو حتمی است وصیت کن و با زن و بچه ات دیدار و خداحافظى نما. من هم دست و پایم بسته و روى تخت افتاده بودم، فرستادم همه آمدند.وصیت کرده جریان را گفتم و با بچه ها دیدار و وداع کردم. از جمله طفل کوچکى بغلى بود که او را خم کردند و من صورتش را بوسیدم. همه گریان و افسرده از اطاق بیمارستان بیرون رفتند تا براى تحویل گرفتن جسد من و جریان مرگ و دفن و ناله آماده شوند. با همان وضع دردناک متوسل شدم به حضرت رقیه سلام الله علیها و اشعارى و ذکر توسلى داشتم. چند لحظه نگذشت که دیدم خانمى مثل ماه پاره جلوى تخت من حاضر شده و مرا با اسم و شهرت صدا زد: برخیز.تعجب کردم.این کیست که مرا مى شناسد و اسمم را مى برد؟ گفتم لابد دختر یکى از هم اطاقیهاى من است که براى احوالپرسى آمده است. دوباره فرمود: پاشو.گفتم: نمى توانم،دست و پایم بسته است و حقّ حرکت ندارم

فرمود:کجا دست و پاى تو بسته است؟ بلند شو. نگاه کردم دیدم دست و پایم باز است. فرمود: چرا بلند نمى شوى؟گفتم:عمل کرده ام و نباید از جا حرکت کنم.گفت :کجا را عمل کرده اى؟ ببینم.نگاه کردم، دیدم اصلا اثرى از عمل در بدن من نیست و جاى عمل جوش خورده،کانّه عملى واقع نشده است. تعجب کردم. پرسیدم شما کى هستید؟ فرمودند: مگر مرا صدا نکرده،و به من متوسل نشده بودى؟ و از نظرم غایب شد. با سلامت کامل از تخت برخاستم و لباسم را پوشیدم و بیرون آمدم و جریان کرامت و عنایت بى بى را به همه گفتم و من هم درخیلى از منابر و مجالس این معجزه تکان دهنده را نقل کرده ام.( ستاره ی درخشان شام ص۲۷۰)


برگرفته از وبلاگ دل تنگ امام زمان (عج) - deltang.blog.ir

نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ فروردین ،۱۳٩٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :