حضرت رقیه سلام الله علیها
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

+ هفت دلیل برای اثبات حقانیت نازدانه ی اباعبدالله (ع)

بمناسبت 5 صفر؛ شهادت حضرت رقیه (س)

هفت دلیل برای اثبات حقانیت نازدانه ی اباعبدالله (ع)

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: پنجم ماه صفر برابر است با شهادت حضرت رقیه (س)، طفلی که در خرابه های شام به دیار باقی شتافت، طفلی که نماد مظلومیت خاندان پیامبر (ص) بود؛ اما گویا عده ای مغرض پس از این واقعه کمر بر این امر بستند که این کودک مظلوم را از تاریخ محو نمایند و به این صورت از مظالم واقعه ی کربلا بکاهند!

به گزارش سرویس فرهنگی قدس انلاین حضرت رقیه (س) در مدینه از مادری به نام ام اسحاق به دنیا آمد و در سن سه سالگی یا کمی بیشتر، در محرم 61 ﻫ.ق با پدر بزرگوارش امام حسین (ع) راهی کربلا گردید چنانچه قبل از روز عاشورا بارها مورد تفقد و دلجویی اباعبدالله (ع) قرار گرفت، تا آنجا که حضرت به خواهر گرامیش زینب (س) در مورد او سفارش فراوانی فرمودند. پس از شهادت امام حسین (ع) حضرت رقیه (س) همراه با اسرا به کوفه و شام برده شده و در مسیر چهل منزل راه شام، رنج های فراوانی برایشان تحمیل گردید و سرانجام شبی در شام، بعد از دیدن سر نورانی پدر با پیشانی شکسته در خرابه، آن قدر ناله و شیون نمود و گریست تا به ملکوت اعلا پیوست و بدن شریف آن حضرت را شبانه دفن کردند. با توجه به این شرح حال، متاسفانه عده ای به انکار وجود این حضرت پرداخته اند و انتساب چنین دختری را به امام حسین (ع) رد نموده اند، از این رو شاید خالی از لطف نباشد تا با ذکر چند روایت معتبر حقانیت وجودی این ناز دردانه ی اباعبدالله را اثبات نماییم، به نحوی که حسین تربتی ادله ی وجودی حضرت رقیه (ع) را چنین بیان می دارد؛

1. محدث و مورخ جلیل القدر، مرحوم سید بن طاووس (متوفای 664 ق) می نویسد: «حضرت سید الشهداء، زمانی که اشعار معروف «یا دَهرُ افِّ لک من خلیل...» را ایراد فرمود، زینب (س) و اهل حرم، فریاد به گریه بلند کردند.
حضرت آنان را امر به صبر کرد؛ آن گاه فرمود: «یا اختاه یا ام کُلثوم، وَ اَنتَ یا زینب وَ اَنتَ یا ُرقیة وَ اَنتَ یا فاطمة، وَ اَنتَ یا رُباب، اَنظرنَ اذا انا قُتلت فَلا تَشققن عَلیّ جَیباً وَلا تَخمشن علیّ وَجهاً وَلا تَقلن عَلیّ هجراً؛ خواهرم ام کلثوم و تو ای زینب و تو ای رقیه و تو ای فاطمه و تو ای رباب دقت کنید زمانی که من به قتل رسیدم، [در مرگم] گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و کلامی ناروا بر زبان نرانید.» (اللهوف: 140- 141)
طبق این سخنان، نام رقیه به زبان امام حسین (ع) جاری شده است. پس باید یکی از بستگان نزدیک حضرت باشد و از آنجا که بین خواهران و یا همسران، شخصی با این نام نداشته ایم بی شک، دختر حضرت، مقصود است.

2. امام حسین (ع) پس از شهادت علی اصغر به ظاهر به عنوان خداحافظی به خیمه آمد؛ آن گاه فریاد برآورد: «یا ام کلثوم، و یا سکینة و یا رقیة و یا عاتکة و یا زینب یا اهل بَیتی عَلیکنّ منّی السلام؛ ای ام کلثوم! ای سکینه! ای رقیه! ای عاتکه! ای زینب! ای اهل بیت من! خداحافظ!» (ینابیع المودة: 346؛ احقاق الحق، ج11: 633)
اینجا هم از رقیه در ردیف خواهران و دختران نام برده شده است.

3. آورده اند که امام حسین (ع) در آخرین لحظات حیات خویش، هنگام مواجهه با شِمر چنین فرمود: «اَلا یا زینب یا سیکنة! ایا ولدی! مَن ذا یَکون لکم بَعدی؛ الا یا رقیة! یا ام کلثوم! اَنتُم وَدیعة رَبّی، الیُوم قَد قرب الوَعد؛ ای زینب! ای سکینه! ای فرزندان من! چه کسی بعد از من برای شما [سرپرست شما] خواهد بود؟ ای رقیه! ای ام کلثوم! شما امانت پروردگار من هستید. امروز وعده [شهادت] نزدیک است.» (موسوعة کلمات الامام الحسین، ج2: 416)
اینجا هم در ردیف خواهران و دختران اسم ایشان وجود دارد؛ به ویژه کلمه ودیعه می رساند که در این مجموعه نزدیکانی بوده اند که حضرت در قبال آن ها مسئولیت دارد و به عنوان امانت الهی برای حضرت مطرح بوده اند.

4. در برخی روایات آمده است که حضرت سکینه در روز عاشورا به خواهر سه ساله اش که به احتمال قوی همان رقیه باشد، گفت: «بیا دامن بابا را بگیریم و مانع رفتن و شهادتش شویم.»
امام حسین (ع) با شنیدن این سخن، بسیار اشک ریخت و آن گاه رقیه صدا زد: «بابا! مانعت نمی شوم. صبر کن تا تو را ببینم.» آن حضرت، او را در آغوش گرفت و لب های خشکیده اش را بوسید. در این هنگام، آن نازدانه ندا داد: «العَطش العَطش فَانّ الظّمأ قَد احرقنی؛ [بابا] تشنه ام، تشنه ام، شدت تشنگی، [جگر] مرا آتش زده است.» امام حسین (ع) به وی فرمود: «کنار خیمه بنشین تا برای تو آب بیاورم.» آن گاه امام حسین (ع) برخاست تا به سوی میدان برود. باز هم او، دامن پدر را گرفت و با گریه گفت: «یا ابة این تمضی عنّا؟؛ باباجان چرا از پیش ما می روی؟»
امام یک بار دیگر آن دردانه را در آغوش گرفت و آرام کرد و سپس با دلی پُرخون از او جدا شد. (وقایع عاشورا: 455؛ ستاره درخشان شام: 200)

5. هنگامی که زینب (ع) در کوفه با سر بریده ابا عبدالله (ع) مواجه شد، اشعاری سرود که در ضمن آن آمده است: «یا اَخی فاطم الصَّغیرة کُلّهُما فَقَد کادَ قَلبها اَن یَذوبا؛ ای برادرم! با فاطمه کوچک سخن بگو که نزدیک است قلبش ذوب شود [تهی شود].» (بحارالانوار، ج45: 115)
فاطمه صغیره در ذهن متأخران و متقدمان بر رقیه اطلاق می شده است. با توجه به اینکه فاطمه، دختر بزرگ امام حسین (ع) بوده و به عقد حسن مثنی درآمده است، نمی تواند این فاطمه، همان فاطمه باشد. پس باید دختر دیگری برای اباعبدالله (ع) باشد که به سر بابا خیره خیره نگاه می کرده است.

6. اشعار سیف بن عمیره نخعی کوفی که در دوران امام صادق (ع) می زیسته است، در ضمن این قصیده آشکارا دوبار، نام رقیه را آورده است:
وَ سَکینة عَنها السّکینة فَارقت               لَمّا ابتدَیت بفرقة وَ تغیّر
وَ رقیة رقّ الحَسود لضَعفها                   وَغدا لَیعذره الّذی لَم یعذر
ولامّ کلثَوم یجد جَدیدها                       لثم عَقیبٍ دموعها لَم یکرر
لَم انسها وَ سکینة وَ رقیّة                    یبکینه بتحسّرٍ و تزفّر
یَدعون امّهم البَتولة فاطماً                    دَعوی الحَزین الواله المتُحیّر
یا امّنا هذا الحُسین مجدلاً                   ملقی عفیراً مثل بدر فرهر...
وَ عبیدکم سَیف فَتی ابن عمیرة            عَبد لعبدٍ عَبید حیدر قَنبر...
در اشعار فوق دو بار به نام رقیه اشاره شده است. (اعیان الشیعه، ج7: 326؛ ادب الطف، ج1: 196)

7. هلال بن نافع می گوید که در میان دو صف لشکر (دشمن) ایستاده بودم. کودکی از حرم امام حسین (ع) بیرون آمد. امام به سوی میدان می آمد که کودک با گام های لرزان، دوان دوان خود را به امام رسانید و دامن آن حضرت را گرفت و گفت: «یا ابة! انظر الیّ فانّی عطشان؛ ای پدر! به من بنگر و ببین من تشنه ام.»
این تقاضا آن چنان جانسوز بود که اشک از دیدگان امام حسین (ع) جاری ساخت و فرمود: «بنیّة الله یسقیک فانّه وکیلی؛ دخترم [می دانم تشنه ای] خداوند تو را سیراب کند که او وکیل [و پناهگاه] من است.» هلال گفت: «پرسیدم این دختر چه کسی بود و با امام حسین (ع) چه نسبتی داشت؟» گفتند: «او رقیه دختر سه ساله امام حسین (ع) بود.» (الوقایع و الحوادث، ج3: 192)

نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :