حضرت رقیه سلام الله علیها
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

+ داستانی عجیب درباره حضرت رقیه(س)

در کتاب «منتخب التواریخ»، ص۳۸۸ چاپ اوّل آمده است: یکی از قبوری که در شام واقع است، قبر حضرت رقیه بنت الحسین است. پس از آن داستان جالبی را نقل می‏کند. می ‏گوید: شیخ محمدعلی شامی به من گفت: پدربزرگ مادری من سیّد ابراهیم دمشقی سه دختر داشت. دختر بزرگ، شبی در خواب حضرت رقیه (سلام الله علیها) را می‏بیند. حضرت رقیه با او می ‏گوید: به پدرت بگو که به والی شام خبر بدهد که در قبر من آب افتاده، بیاید و تعمیر کند. دختر خواب را به پدر می ‏گوید ولی پدر می ‏ترسد و خبر نمی‏ کند. شب دوم دختر وسط و شب سوم دختر سوم همین خواب را می ‏بینند و شب چهارم خود سیدابراهیم آن حضرت را در خواب می‏ بیند و با عتاب به او می‏ گوید: چرا به والی خبر نمی‏ دهی؟! سید نزد والی شام رفت و ماجرا را گفت. والی دستور داد علمای شیعه و سنی آمدند. والی گفت: قفل حرم به دست هر کس باز شود او متصدّی نبش قبر است. قفل به دست سیدابراهیم باز شد. سید قبر را نبش کرد و [در حالی که پیکر مطهر حضرتش سالم بود] آن بچه را بیرون آورد و در بغل نگهداشت و قبر را تعمیر کرد. سید پس از پایان کار از خدا خواست خدایا پسری برایم عطا کن. دعای او قبول شد و سید مصطفی به دنیا آمد. والی شام ماجرا را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت. سلطان عبدالحمید سیدابراهیم را متولی قبور شریفه کرد. و همین الآن تولیت قبور شریفه به دست سید عبّاس است که پسر سید مصطفی است. این ماجرا گویا در سال ۱۲۸۰ قمری روی داده است.

نویسنده : غلامرضانورمحمدنصرآبادی ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳٩٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :