شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

 

بین اهل هیئات مرسوم است که شب سوم ماه محرم را به روضه خانم سه ساله حضرت رقیه بنت الحسین علیها سلام اختصاص می دهند، آن بانوی بزرگواری که علی رغم سن کمش متحمل دریایی از مصائب گردید، و روضه ایشان یکی از جانسوزترین روضه هایی است که به دل دوستداران اهلبیت خون نموده است. معمولا مراسمات عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین در شب سوم شور خاصی دارد و آن هم به سبب روضه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها است.

حضرت رقیه فرزند امام حسین علیه السلام است. بعضی کتاب‏های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه سلام الله علیها را امّ اسحاق دانسته اند که پیش از ازدواج با امام حسین علیه السلام همسر امام حسن مجتبی علیه السلام بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن علیه السلام به عقد امام حسین علیه السلام درآمده است. در مورد تاریخ تولد حضرت رقیه چیزی در اسناد تاریخی به دست نیامده است.
در تعداد دختران امام حسین و نام های آنان اختلاف وجود دارد. آنچه از منابع بدست می آید این است که امام حسین علیه السلام دارای چهار دختر به نام های فاطمه کبری، فاطمه صغری، سکینه و رقیه بوده است.
البته اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است. اما در مورد نام او، که آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و… اختلاف است.
یکی  از کتاب‏های کهن که در زمینه حضرت رقیه  مطالبی نقل نموده، کتاب اللهوف از سیدبن طاووس است.  وی می‏ نویسد: «شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء علیه ‏السلام اشعاری در بی وفایی دنیا می‏ خواند، حضرت زینب علیها سلام سخنان ایشان را شنید و گریست. امام حسین علیه‏ السلام او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم، ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید [و خویشتن دار باشید.

چگونگی شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
بعد از واقعه عاشورا دشمن تمام کسانی را که زنده مانده بودند ، اسیر کرد. میان این اسرا، یک دختر کوچک هم دیده می ‏شد. این دختر کوچک رقیه بود. رقیه دختر امام حسین علیه االسلام که حالا بعد از شهادت پدرش به همراه عمه ‏اش زینب و اسرای دیگر به طرف شام می ‏رفت. در شام به دستور یزید ملعون اسرای آل الله در خرابه سکنی داده شدند.

نیمه های شب بود که از داخل خرابه های شام، صدای یک  کودک به گوش می ‏رسید. تمام کسانی که در میان اسرا بودند، می ‏دانستند که این صدای رقیه دختر کوچک امام حسین است. رقیه از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می ‏گرفت. گویا خواب پدرش را دیده بود. در این حال یزید لعنت الله علیه، دستور داد سر امام حسین علیه‏ السلام را به رقیه نشان بدهند. وقتی حضرت رقیه علیهاسلام سر بریده پدرش امام حسین علیه‏ السلام را دید، با فریاد و ناله خودش را  روی سر بریده پدرش انداخت و همان جا، از دنیا رفت.

/ 1 نظر / 16 بازدید
محب ولایت

سلام علیکم باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش[گل] بر جفای خار هجران، صبر بلبل بایدش[گل] ای دل اندر بند زلفش، از پریشانی منال[دلشکسته] مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش[گل] السلام علیک یا زینب کبری